پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
102
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
به نور پيروى مىكند ، راستگو و درست كردار مىشود ؛ آن گاه مىگويند كه « هدى » به معنى « رشد » ( راستى ) و « صواب » است . و اگر بر آن باشند كه اين صواب از جانب خدا مىآيد تا دل متمايل به نور را يارى كند ، آن گاه مىگويند كه « هدى » به معنى « توفيق » الهى است . و چون دل ، با ميل به جانب نور ، به خدا بازگردد ، آن گاه « هدى » به معنى « توبه » يا بازگشت به خدا ( رجعة الى الله ) است . و بالأخره ، « هدى » را مىتوان در بعضى از آيات به « ممرّ » ( گذرگاه ) ترجمه كرد ، به اين اعتبار كه راه مؤمنان به سوى خداست . اين گذرگاه را دل به يمن همين ميل به جانب نور كشف مىكند . بنابراين ، ترمذى مىتواند چنين نتيجه بگيرد كه همهء عناصرى كه هر يك به عنوان وجهى يا معنايى براى لفظ « هدى » ذكر شده است ، چنان كه مىبينيم ، به يك كلمهء مادر ، يا به يك معنى اصلى ، باز مىگردد و آن « ميل » است ، ميل دل به سوى خدا به سبب نورى كه سينه را روشنى و گشادگى بخشيده است . كفر ( برگ 48 ب - 49 الف ) معنى اوّليّهء « كفر » « غطاء » يا عمل « پوشيدن » است ؛ چنان كه در تداول ، مثلا ، مىگويند : كفرت الشّىء ، يعنى من چيزى را پوشاندم . اصطلاح « كفّارة الذّنوب » هم كه متداول است به همين معنى است ، زيرا گناه وقتى پاك مىشود كه پردهء عفو آن را بپوشاند . پنج وجهى كه در قرآن از كلمهء « كفر » برمىآيد همه ناشى از همين معنى است . در بعضى آيات ، « كفر » به معنى « تكذيب » ، يا به دروغ داشتن كلام خداست ؛ كسى كه كلام خدا را به زبان ردّ مىكند ، با ردّ خود كلامى را كه پيغمبر ( ص ) از جانب خدا آورده است « مىپوشاند » . در جاى ديگر « كفر » معنى « ظلم » مىدهد ، و اين به سبب آن است كه انكار اينكه خدا منشأ مواهب است به منزلهء ارتكاب ظلمى نسبت به خويشتن است . در آيات ديگر ، « كفر » به معنى « جحود » يعنى دانسته انكار كردن است . در حقيقت ، گاه پيش مىآيد كه انسان از طريق ذهن و نه از طريق عقل معرفتى به خدا حاصل مىكند ، و اين معرفت يك دم ، مانند برقى كه به محض ظهور ناپديد شود ، به او روشنى مىبخشد ، و سپس روحش را در ظلمت انفعالات نفسانى كه در وجود او در تلاطم است ، رهامىكند . پس خدا را انكار مىكند ، زيرا از او تنها معرفتى از طريق ذهن داشته است نه از طريق عقل كه به يمن آن روشنى پايدار مىشود و سينه از آن همواره روشن مىماند . انكار از آن جهت حاصل مىشود كه ظلمت انفعالات دل را به تمامى در خود « مىپوشاند » . قرآن مىفرمايد : وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ